تبليغاتX
شهرآشوب
 


ايران- همشهري‌آنلاين‌:
حسين عليزاده كه به همراه گروه ضربانگ كنسرت‌هايي را دراروپا اجرا كرده بود، پايير امسال در تالار وزارت كشور به اجراي برنامه خواهد پرداخت.

به گزارش همشهري آنلاين خبر برگزاري كنسرت حسين عليزاده را سايت خانه موسيقي اعلام كرده است. اين نهاد موسيقايي كه چندي پيش از قول مدير عامل آن اعلام شده بود برگزاري 30 كنسرت را در مجموعه برنامه هاي خود دارد ، پيش از اين كنسرت، اجراي گروه كامكارها در مرداد ماه امسال را در برنامه كاري خود قرار داده بود.

در برپايي كنسرت حسين عليزاده نشر هرمس نيز همكاري مي كند. اين ناشر پيش از اين در اجراي كنسرت كاخ نياوران عليزاده با گاسپاريان نيز همكاري داشت و آلبوم و سي دي ، به تماشاي آ‌بهاي سپيد ، نمونه اي از آثار اين ناشر است كه سال گذشته تا مرحله پاياني جايزه گرمي  موسيقي راه يافت.[عليزاده براي دومين بار از دريافت جايزه گرمي بازماند]

حسين عليزاده پس از جدايي از استاد شجريان به همراه گروه ضربانگ در كشور سوئد به اجراي برنامه پرداخت.

نوشته شده توسط علی در 87/06/22 ساعت 11:17 | لینک ثابت |
کنسرت شهرام ناظری در یونان

شهرام ناظری به همراه یک نوازنده یونانی در فستیوال تابستانی آکروپولیس یونان به اجرا موسیقی کردی می پردازد.

  در این برنامه "ماتیوس"(نوازنده توانای ساز"لیرا" از یونان) به اتفاق علی اکبر مرادی(نوازنده تنبور) و پژمان حدادی(نوازنده سازهای کوبه ای) شهرام ناظری را در اجرای موسیقی تنبور همراهی خواهند کرد.

در این اجرا که روز چهارم مرداد(25ژوئیه) در آکروپولیس آتن برگزار می شود برنامه موسیقی در دوبخش موسیقی کردی و موسیقی تلفیقی ارائه خواهد شد.

"ماتیوس" نوازنده توانای یونانی دو سال پیش به همراه اردشیر کامکار در تالار وحدت کنسرت برگزار کرد

نوشته شده توسط علی در 87/05/07 ساعت 10:17 | لینک ثابت |

محمدرضا عبادی / سازنده سه تار

 

 

 آقاي عبادي چند سال است که به سازسازي مشغول هستيد؟


 بیست سالي است که مشغول ساختن ساز هستم. از استاد فرمان مرادي آموختم و براي ظرايف تارسازي و آشنايي با «استاد يحيي» چند سالي است که در خدمت استاد يوسف پوريا درس مي گيرم و حدود 50 سال است که در شميران زندگي مي کنم و ساز مي سازم.


 شيوه سازسازي شما چيست؟


 شيوه و الگوي سازسازي من همان شيوه استاد عشقي است، در قالب کتابي، دره، پوستي، کاسه بزرگ عشقي را مي سازم، با همان سادگي ظاهر و کمال باطن. از همان شروع سازسازي و قبل از آن سه تارنوازي را شروع کردم و هميشه صداي سه تار استاد احمد عبادي بزرگ را در گوش دارم و به دنبال همان صدا در سازسازي خودم مي گردم.


 آقاي عبادي ساز عشقي چه قابليت هايي داشت؟


 تحکيم کاسه سه تار، تحدب صفحه و خوش دست بودن دسته, همه از ويژگي هاي ساز استاد عشقي است. بالانس صدادهي در اکتاوهاي زير و بم، خوش صدايي تک سيم ها و قابليت مضراب خوري در فرم هاي مختلف و کوک هاي مختلف از ويژگي هاي سه تار عشقي است. سه تار عشقي در تمام کوک ها خوش مي خواند.


 آقاي عبادي لطفاً بفرماييد چرا براي مرحوم عشقي مراسم يادبود گرفتيد؟


 چون من سه تارسازي را نزد استاد فرمان مرادي آموختم و ايشان هم از استاد عشقي. در حقيقت من هم به نوعي شاگردي مرحوم عشقي را کردم و سازسازي من و استاد عبادي هم به شيوه مرحوم عشقي است. مرحوم عشقي بزرگ ترين و مشهورترين سه تارساز معاصر بودند. حتي استاد عبادي هميشه با سه تار مرحوم عشقي مي نواختند. در واقع بيش از 99 درصد از آنچه از ايشان مي شنويم با سه تار عشقي است. مرحوم عشقي يک سازنده معمولي نبودند. ايشان مردي درويش مسلک بوده و اصلاً اهل تجملات نبودند. تمام زندگي مرحوم عشقي خلاصه شده بود در يک کارگاه 10 متري آن هم بدون هيچ نوع امکانات آب، برق و... و در همان جا هم زندگي و کار مي کردند. بعد از فوت آن مرحوم کسي برايش قلم نزد و حتي درباره اش صحبتي نکرد در حالي که واقعاً جاي تاسف و افسوس است که چنين هنرمندي به غبار فراموشي سپرده شود. بنابراين تنها دليل گرفتن يادبود براي استاد عشقي، فراموش نشدن ايشان بود.


 مراسم يادبود چه زماني برگزار شد و در اين مراسم چه برنامه هايي اجرا شد؟


 اين مراسم در تاريخ 22/5/86 در خانه هنرمندان برگزار شد. البته خانه هنرمندان با بنده همکاري کردند و دو سالن اجرا و سينما و نمايشگاه را در اختيارم قرار دادند. بنده 11 عدد از سازهاي عشقي در الگوهاي کتابي، کوچک، بزرگ، پوستي و شش سيم را به امانت گرفتم و واقعاً از امانت دهندگان مهربان کمال تشکر را دارم، به علاوه از روي الگوي بزرگ عشقي قالبي را ساختم و 11 عدد سه تار شبيه سه تار عشقي را آماده کردم و غير از آن، 11 عدد سه تار ديگر در الگوها و شکل هاي مختلف سه تاري که کاسه آن از لاک پشت درست شده بود و سه تار سبزرنگ و پوسته کاري براي تنوع ديد تماشاگران ارائه کرديم و همچنين نمايشگاه عکس هاي استاد عشقي را تدارک ديدم.
در سالن کنفرانس بعد از مقدمه آقايان مرادي و ستايشگر درباره ابعاد مختلف زندگي و هنر استاد عشقي صحبت کردند و سپس آقاي بهنام واداني با سه تار عشقي تک نوازي کرد و بنده هم غزلي را که براي استاد عشقي سروده بودم با ايشان دکلمه کردم. بخشي از برنامه اختصاص پيدا کرد به نمايش فيلمي از کارگاه و زندگي عشقي از زبان خودش و واقعاً مورد استقبال قرار گرفت. البته حضور استاد پرويز مشکاتيان باعث رونق اين بزرگداشت شده بود و از همکاري همه دست اندرکاران خانه هنرمندان و از همدلي و دوستي صميمانه آقاي فرمان مرادي و احمد ناظمي کمال تشکر را دارم.

 آقاي عبادي، عشقي نام اصلي ايشان بود يا اسم مستعار هنري آن مرحوم؟


 عشقي نام مستعار هنري مرحوم بود. نام اصلي ايشان محمد نوايي است. مرحوم عشقي از سه تارسازان معاصر ايران بود که از 13 سالگي فراگيري سه تارسازي را نزد استاد مشهور سيدجلال آغاز کرد و به دليل درويش مسلک بودنش به او لقب عشقي دادند.


 شما به عنوان يک استاد سازنده ساز، درباره جايگاه ساز عشقي بين سازهاي سازندگان قديم و جديد چه نظري داريد؟


 ببينيد هر شيوه نوازندگي، ساز مخصوص خودش را مي خواهد مثلاً شيوه نوازندگي قديم شلوغ بود، استاد عبادي سبک شان را روي تک سيم ها و شمرده ساز زدن پياده کردند و اين ابداع ايشان بود. به همين دليل آن شيوه نوازندگي ساز مخصوص خودش را مي خواهد که ساز عشقي جواب داده است.


 از بين نوازندگاني که از سازهاي مرحوم عشقي استفاده کردند مي توانيد چند نفر را نام ببريد؟


 از آقاي کسايي که نوازنده ني هستند و کلکسيوني از سه تارهاي عشقي را دارند و آقاي دکتر صفوت و کساني که تقريباً به نوعي از روش استاد عبادي و ساز عشقي استفاده مي کردند مي توان نام برد همچنين آقاي ذوالفنون و آقاي هاشمي که جزء سازسازهاي برجسته ايراني بودند و متاسفانه خيلي زود از دنيا رفتند. آقاي عشقي در زماني که دکتر صفوت سرپرست مرکز حفظ و اشاعه بودند از سال 41 به استخدام مرکز درآمدند و به عنوان سرپرست کارگاه سازسازي حفظ و اشاعه با حقوق 1200 تومان استخدام شدند.

 

 آيا سازندگان و نوازندگاني را سراغ داريد که در آلبوم و اجراهاي خاصي از سازهاي عشقي استفاده کرده باشند؟

 بله، چکاوک استاد عبادي با اين ساز نواخته شد و تقريباً تمام کارهاي استاد با ساز عشقي بوده است.


 در تقسيم بندي ساز سه تار، دو نوع ساز بيشتر جلوه گر است؛ سه تار ريز و بم. مرحوم عشقي بيشتر به ساخت کدام ساز گرايش داشتند؟


 ببينيد يکي از ويژگي هاي ساز عشقي اين بود که زنگ ساز عشقي مخصوص بود در عين حال که چون کاسه بزرگ بود طنين مخصوص هم مي داد اما چيزي که در ساز عشقي جلوه گر بود هماهنگي بود. (بالانس اکتاوهاي مختلف) ساز عشقي دلنشين بود و بيشتر گرايشش به سمت زنگ دارتر شدن بود.

 با توجه به اينکه شما عضو کانون سازسازان خانه موسيقي هستيد چه انتظاري از کانون داريد؟


 بنده سازنده ساز هستم و مسووليت من هم همين است. از خانه موسيقي انتظار داشتم که اين بزرگداشت را خودشان براي مرحوم عشقي مي گرفتند. عشقي رفت ولي نبايد بگذاريم غبار فراموشي بر ياد و خاطره اش بنشيند. برپايي اين بزرگداشت کار يک نفر نبود. اگر خانه موسيقي با من همکاري مي کرد شايد مي توانستيم سالن بزرگ تري بگيريم و پوستر اين کار را به تمام دانشگاه ها، آموزشگاه ها و فروشگاه ها ارائه دهيم. ببينيد بزرگ ترهاي موسيقي، استاد عشقي را مي شناسند. من دوست داشتم جوان ترها و امروزي ترها که علاقه مند به هنر موسيقي هستند عشقي را بشناسند و هدف من از اين مصاحبه همين است.


 خانه موسيقي در اجراي برنامه چقدر با شما مساعدت کردند؟


 به جز آقاي گنجه يي که از قبل اعلام کردند به دليل سفر نمي توانند حاضر شوند، همه اعضاي خانه موسيقي را دعوت کردم از جمله آقاي نوربخش و پيرنياکان که متاسفانه نيامدند. البته اکثر سازندگان ساز در اين بزرگداشت حاضر شدند و استقبال کردند.در آخر مي خواهم چند بيت از غزلي را که براي مرحوم عشقي سروده ام بگويم.

 

دولت بيدار

سازي بزن که دولت بيدارم آرزوست                رمزي بگو که محرم اسرارم آرزوســــــت

همچون سبــوي تشنه در انتظار آب                بانگ سه تار و نغمه افشارم آرزوســـــت

مضـراب باوقار عبـــــادي مــــــهربان                بر ساز عشقي آن گل بي خارم آرزوست

نوشته شده توسط علی در 87/04/22 ساعت 10:46 | لینک ثابت |
جام جم آنلاين: تنديس گچي 5 هنرمند موسيقي از جمله شهرام ناظري،
 هوشنگ ظريف در كار گروه موسيقي ايكوم ساخته مي‌شود.

پيمان سلطاني مدير كار گروه موسيقي ايكوم در گفت‌وگو با فارس گفت: به دنبال ساخت تنديس ‌هاي گچي حسين دهلوي و رامبد صديف ، 5 چهره ديگر از هنرمندان موسيقي از جمله شهرام ناظري ، هوشنگ استوار ، هوشنگ ظريف، بهمن رجبي و احمد پژمان را براي ماسك‌هاي گچي در نظر گرفته‌ايم.

وي افزود:تا كنون از اين 5 هنرمند همه به جزء هوشنگ استوار موافقت خود را براي ساخت ماسك‌هاي گچيشان اعلام كرده‌اند و اميدوارم بتوانيم رضايت هوشنگ استوار را نيز براي اين كار جلب كنيم.

سلطاني ادامه داد: اين ماسك‌ها توسط سوگل يوسفي ساخته مي‌شوند.

رهبر اركستر ملل در پاسخ به اين سوال كه تنديس‌هاي گچي حسين دهلوي و رامبد صديف را در كدام موزه نگهداري خواهيد كرد،اظهار داشت:ما با چند موزه از جمله موزه آبگينه ، رضا عباسي، موزه موسيقي تهران ، آواها و نواهاي شيراز و موزه سينما براي نگهداري اين ماسك‌ها صحبت و رايزني كرديم.

وي افزود:شرايط ما بدين گونه است كه تنديس ها را به صورت امانت در اختيار موزه مورد انتخابمان قرار مي‌دهيم و بايد ويترين و اتاق مشخصي براي اين كار قرار دهند.

سلطاني در پاسخ به اين سوال كه چرا موزه موسيقي كرمان را براي نگهداري اين تنديس ها در نظر نگرفته‌ايد، اظهار داشت:ما هيچ مخالفتي نداريم اما تا كنون زمان براي صحبت در اين زمينه پيش نيامده است اما طبعا به دليل اينكه در تهران نسبت به شهرهاي ديگر رفت و آمد بيشتري است ما هم علاقمنديم اين تنديس ها در تهران باشند اما اگر در تهران شرايط مناسب را پيدا نكنيم آنها را يا به موزه كرمان يا اصفهان و شيراز مي‌بريم.

مدير كار گروه موسيقي ايكوم در خاتمه خاطر نشان كرد:ما چندي پيش با مسئولين موزه موسيقي تهران صحبت كرديم اما هنوز به ما جواب ندادند. 

منبع:جام جم

نوشته شده توسط علی در 87/02/03 ساعت 10:58 | لینک ثابت |

روساي خانه‌ي موسيقي
برنامه‌هاي سال آينده‌شان را شمردند
 

در نشستي كه ظهر امروز در خانه‌ي موسيقي برگزار شد، محمد سرير - رييس خانه موسيقي - حميدرضا نوربخش - مدير عامل خانه موسيقي- برنامه‌هاي سال آينده خانه را تشريح كردند.

به گزارش خبرنگار بخش موسيقي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در اين نشست محمد سرير اظهار كرد: خانه موسيقي در مقايسه با خانه‌هاي ديگر شرايط خاص دارد كه در يك حوزه معين با ترتيبات خاص فعاليت مي‌كند و ممكن است نتواند همه توقع‌هاي را برآورده كند.

وي افزود: شرايط موسيقي در يك دهه گذشته بهتر شده است و فراز و نشيب‌هايي هم كه در آن به وجود آمده بايد هضم شوند.

ابهام‌زدايي از موسيقي

سرير در توضيح برنامه‌هاي سال آينده خانه موسيقي گفت: در سال آينده قدم‌هايي براي ابهام‌زدايي در انواع موسيقي و ارايه تعاريف مشخص‌تري برداشته خواهد شد.

اين آهنگ‌ساز ادامه داد: اولين قدم هاي نهادهايي چون خانه موسيقي براي مسايل شخصي و رفاهي هنرمندان و تجمع يك كار صنفي است كه در چند سال گذشته توسط مديران زحمت‌كش انجام و هم اكنون شرايط خوبي براي نيمي از اعضاي خانه فراهم شده است و اميدواريم در سال آينده بتوانيم در اين راه بيشتر پيش رويم.

بيمه و سلامت جسم هنرمندان

رييس خانه موسيقي در باره‌ي حوزه بيمه و بيمه‌هاي تكميلي مسكن و مسايلي كه در باره‌ي با سلامت جسم هنرمندان است، گفت: اين اقدامات در حال انجام است و هم اكنون درمانگاهي براي نهاد در حال فراهم شدن است كه در آن هر روز يكي از متخصصان به هنرمندان عزيزي كه نمي‌توانند به مراكز درماني ديگر مراجعه كنند امدادرساني خواهند كرد.

سرير ادامه داد: اين نوع اساسنامه‌ها و نهادها يك دوره تجربي را مي‌گذارند و طبعا ممكن است جواب‌گوي آرمان‌ها نباشد كه امسال با توجه به تجربيات به‌دست آمده به اصلاح اساسنامه پرداختيم و با حضور نمايندگان تمام اصناف توانستيم يك پيش‌نويس از آن تهيه كنيم كه هم اكنون در حال بررسي است.

سرعت در اجراي صحنه‌يي بزرگان

سرير گفت: آن‌چه كه در نگاه كلي مورد توجه قرار گرفت، چند فعاليت بود كه توسط خانه موسيقي آغاز شد و يكي از آن‌ها تسريع در برنامه‌هاي اجرايي اساتيدي است كه در صحنه هنري كشور شاخص بودند.

وي با بيان اين كه سال آينده محوريت با نسل جوان است تصريح كرد: شاگردان نسل بعد و تمامي كساني كه در آينده به حوزه هنر وارد خواهند شد بايد اين مسائل اجرايي را تجربه كنند تا ارتقاء فعاليت هنرمندان جوان را شاهد باشيم.

او اضافه كرد: ابهام زدايي براي ت عريف و تشويق انواع مختلف موسيقي و توضيح آن در خصوص اين كه جامعه به انواع موسيقي احتياج دارد از ديگر فعاليت‌هاي اين مركز خواهد بود تا عيار و درجه ارزشي هنري آن ها تعيين شود.

ساماندهي تدريس موسيقي در كشور

رييس خانه موسيقي اضافه كرد: بخش سامان دهي تدريس در آموزشگاه‌هاي آزاد موسيقي در مركز آموزش فعاليت‌هاي هنري ارشاد درحال بررسي است و كار فني ان برعهده خانه موسيقي خواهد بود و در اين سه سال كه اين كار انجام شد يك هزار و 200 مدرس مورد آزمون قرار گر فتند كه درصد بالايي از آن‌ها قبول شدند.

سرير ابراز كرد: بايد تفكر آموزش را براي كساني كه مي‌خواهند ياد بگيرند داشته باشيم و ترتيبي دهيم كه آن‌ها با روش‌هاي جديد آموزش آشنا شوند.

وي گفت اين كار انجام شد اما هم اكنون متوقف شده است و ما نگران بوديم كه بعد از اين همه ساماندهي ترتيب‌هايي داده شود كه اين كارها به‌صورت مساوي انجام نگيرد و افرادي كه وارد اين عرصه مي‌شوند، متفاوت با آن‌هايي باشند كه آزمون داده‌اند.

او ادامه داد: اين برنامه اگر به شكل ديگري انجام گيرد و خانه موسيقي احساس كند كه ترتيبات را به هم مي‌زند اين مركز ترتيباتي را اتخاذ مي‌كند تا مدرسيني كه در اين نهاد معرفي مي‌شوند و مراكز ديگر با جاذبه خاص پذيرش شوند.

10 برنامه براي سال 78

سرير با بيان اين كه در سال آينده 10 برنامه اجراي در دستور كار است گفت: دوره‌هاي آموزش، پژوهش در حوزه موسيقي توسط كانون پژوهشگران خانه موسيقي تهيه آرشيوي از اساتيد گذشته با ذكر توضيحات در باره سوابق و مشخصات آن‌ها، برپايي نمايشگاهي مانند سال‌هاي گذشته در باره رسانه‌ها و ساخت آن‌ها و مراسم بزرگداشت اساتيد هنر و جشن سال خانه موسيقي از اين برنامه‌ها هستند كه انجام خواهند شد.

در ادامه اين نشست حميد نوربخش – مدير عامل خانه موسيقي – عنوان كرد: بخشي از فعاليت‌هاي خانه موسيقي مسايل صنفي بوده است كه من هم به‌عنوان مدير عامل سعي كردم مسايل رفاهي هنرمندان را تسريع كنم.

وي افزود: تاكنون نيمي از اعضا تحت بيمه تامين اجتماعي قرار گرفته‌اند و از يك سال گذشته هم بيمه تكميلي به آن اضافه شد و تعداد بيمه‌شدگان هم اكنون از مرز سه‌هزار و 500 نفر گذشته است.

نوربخش افزود: بخش ديگر، بخش دفاع از حقوق هنرمندان است به‌طوري‌كه اگر هنرمندي از اعضا خانه موسيقي دچار مشكل صنفي شود، خانه موسيقي مشكل او را حل خواهد كرد و همچنين اگر هنرمندان با مسايلي از قبيل مجوز و ساير موارد مواجه شوند اين مركز مشكلات آنان را تا زمان رفع كامل پيگيري خواهد كرد.

وي از تشكيل شوراي حل اختلاف هنرمدان خبر داد و گفت: در اين شورا به اختلافات ميان هنرمندان يا گروه‌هاي موسيقي رسيدگي خواهد شد تا در محل همين خانه حل شود.

مدير عامل خانه موسيقي توضيح داد: قدم ديگر خانه موسيقي درباره كنسرت‌هاست و اين مركز سعي مي‌كند تا گروه‌هايي كه طي سال جاري نتوانستند اجرا داشته باشند در سال آينده به صحنه بيايند تا به استعدادهاي جوانان وهنرمندان خلاق كمك شود.

جشن خانه موسيقي هم‌پاي جشن خانه سينما

وي از جشن خانه موسيقي كه هر سال برگزار مي‌شود هم ياد كرد و ادامه داد:‌ اين جشن كه امسال در تالار كشور به‌صورت باشكوهي برگزار شد و همه هنرمندان موسيقي در آن حضور داشتند در سال آينده با تفاوت‌هايي برگزار خواهد شد و قرار است طبق اعلام بهترين آثار سال گزينش و انتخاب شوند تا به بهترين آن‌ها جايزه تعلق گيرد.

نوربخش تصريح كرد: آثار موسيقي در زمينه‌هاي مختلف نشر، خوانندگي، تنظيم و... با معيارهايي كه خانه‌ي موسيقي تعريف كرده است از هنرمندان برجسته و مقبول بررسي خواهد شد و جشن نهم خانه موسيقي آغاز اين حركت خواهد بود.

بزرگداشت استادان نامي

مديرعامل خانه موسيقي درباره بزرگداشت استادان نامي عرصه موسيقي متذكر شد: در سال گذشته بزرگداشت دو خواننده پيشكسوت، ناصر مقصودي – در عرصه موسيقي محلي – و نادر گلچين برگزار شد كه اين كار در سال آينده هم ادامه خواهد يافت.

نور بخش همچنين از برنامه‌هاي خراجي خانه موسيقي گفت و عنوان كرد: در سال گذشته برنامه‌اي به مناسبت سال مولانا در شهر قونيه برگزار كرديم كه كنسرتي از شهرام ناظري و هم‌نوازان هم اجرا شد و اميدواريم در سال آينده هم اين حركت را ادامه دهيم.

اول بهار انتخابات هيات مديره

وي اضافه كرد در سال گذشته انتخابات شوراي عالي موسيقي برگزار شد كه طي آن استاد محمدرضا شجريان به‌عنوان رييس شوراي عالي خانه موسيقي انتخاب شد و از ابتداي بهار 87 هم انتخابات هيات مدير خانه موسيقي انجام مي‌شود.

گلايه از استاد

مدير عامل خانه موسيقي در پايان با ابراز نارضايتي از گفت‌و‌گوي يكي از بزرگان موسيقي كشور با يك نشريه موسيقي گفت: ‌اگر ايشان شكي درباره‌ي خانه موسيقي داشتند بايد با خود ما در ميان مي‌گذاشتند و نه اين كه از طريق رسانه عمل كنند. مشكل به‌وجود آمده به خانه موسيقي ربطي ندارد كه وي از آن به‌عنوان دلال نام مي‌برد و به آن بي‌احترامي مي‌كند.

به گزارش ايسنا، قرار بود داريوش پيرنياكان - سخن‌گوي خانه‌ي موسيقي - نيز به ارايه‌ي توضيحاتي بپردازد، اما پس از پايان سخنان حميدرضا نوربخش بدون هيچ حرفي نشست را ترك كرد

نوشته شده توسط علی در 87/01/05 ساعت 10:37 | لینک ثابت |

تحریف تاریخ در سریال شهریار و واکنش وبلاگ نویسان


سریال شهریار ساخته کمال تبریزی کارگردان معروف سینمای ایران، در حال پخش از شبکه دوم جمهوری اسلامی ایران، واکنشهای گوناگونی در بین وبلاگ نویسان فارسی به همراه داشته است.

به گزارش فرارو در حالی که تنها چند قسمت از این سریال از شبکه دو سیما پخش شده است، وبلاگ نویسان ایرانی نسبت به بازنمایی منفی شخصیتهای ادبی، همچون ایرج میرزا و عارف قزوینی و حتی بهار، در کنار بازنمایی غلو شده از محمد حسین بهجت تبریزی -شهریار- واکنشهای تندی نشان داده اند.

با نگاهی به این وبلاگها شاهد کوشش نویسندگان فضای مجازی، برای نمایش چهره واقعی از شخصیت های این سریال، در جواب به ساخته ی کمال تبریزی هستیم.

این در حالی است که بر اساس پژوهش‌هایی که یک سال پیش توسط دفتر مطالعات و توسعه رسانه‌های وزارت ارشاد انجام شده روزنامه‌ها منبع خبری  13.2  درصد از مردم هستند و برای  77.8  درصد از مردم رادیو و تلویزیون منبع اصلی خبر محسوب می‌شود؛ حال می توان تصور کرد که اگر روایتی یک‌طرفه در یکی از سریال‌های تاریخی رخ دهد، چه میزان اطلاعات غلط به مردم داده می شود.

این گونه است که نظر برخی از کارشناسان مبنی بر اغراض صدا و سیما، از پرداختن به این گونه روایت ها از زندگی چهره های ملی این مملکت، برای توجیه برخی از مسائل، پررنگ می نماید.

اعاده‌ی حیثیت از عارف قزوینی!
واکنش وب نویس های فارسی نسبت به برخوردی که با شاعر تصنیف سرای مشروطه در سریال شهریار صورت گرفته است، لحن تند به خود گرفته و این نویسندگان رسانه ی هزاره سوم در جواب سعی کرده اند نمونه ای از خصلت ها و سروده های تاثیرگذار عارف را نقل کنند.  

به طور مثال در هفتان به نقل از وبلاگ آفتاب شرقی این خلاصه تند را مشاهده خواهی کرد: "حالا که کمال تبریزی به خودش اجازه می‌دهد در سریالی مجعول غیرمستند، شخصیتی چون عارف قزوینی را در حد یک عوام متجاوز به حقوق مردم تقلیل دهد، بد نیست به حد بضاعت، دین خود را به این مرد آزادیخواه و شریف که خود قربانی تعدی زورمداران بود، ادا کنم..."

بلاگر یک پزشک نیز که وب سایتش یکی از پر خواننده ترین وب های فارسی محسوب  می شود با گذاشتن تصنیف به "یاد عارف" محمد رضا شجریان در وبلاگش چنین می نویسد"عارف که بود. چه بخواهیم و چه نخواهیم عارف برای بسیاری از ایرانیان جمعه گذشته همان عارفی شد که در سریال «شهریار» به تصویر کشیده شد و در این میان معلوم نیست که چرا تصور می‌کنیم برای به تصویر کشیدن بزرگی مجبور هستیم بزرگی دیگر را به زیر بکشیم و یا تنها یک بعد از خلقیات و اعمال او را به روی پرده بیاوریم. چه هنگام یاد می‌گیریم که خاکستری ببنیم و نه سیاه و سفید؟"

به گزارش فرارو در بین جهت گیری های تند و رسمی، برداشتهای جالب و خاص نیز وجود داشته است؛ یک بلاگر خطاب به کمال تبریزی گفته است: قابل توجه آقای تبریزی"خانه نغمه سراي مشروطه ويران شد. "

«خانه عارف قزويني خراب شد. به همين سادگي و حتي شايد ساده‌تراز آن چه تصورش را بكنيد و لازم هم نيست كه بدانيم چه كسي اين كار را كرده است . شايد اصلاً متوجه نباشيم كه گذشته چقدر مهم است و شايد هيچ كداممان در خود احساس نياز نكرده‌ايم كه شناسنامه فرهنگي و تاريخي خود را هميشه در جيب بغل داشته باشيم.»

بلاگر یادداشتهای احمد چگنی نیز دیالوگ هایی که در یک قسمت این سریال بین عارف و شهریار می گذرد را توهین به مردم قزوین می داند.

توهین به مردم قزوین در سریال شهریار کمال تبریزی: "قزوینی بودن معادل بیسوادی و عامی بودن است."

چگینی توهین به بخشی از جامعه ایرانی را توهین به کل مردم ایران دانسته است و ..."

ایرج میرزا
در سریال شهریار ایرج میرزا نسبت به دیگر کاراکترها به شکل بسیار سخیف و حقیرتری باز نمایی شده است، ایرج از همه شخصیت ها بیشتر در تقابل با شهریار قرار گرفته و این گونه است که در کنتراست شهریار و ایرج هر چه شهریار بزرگوار تر و والاتر ایرج کوچک وحقیرتر شده است.

وبلاگهای فارسی پر شده است از متن هایی که به این گونه برخورد با شخصیت ایرج میرزا اعتراض کرده اند و در عکس العمل به این گونه بازنمایی شعرها و مطالبی از ایرج نقل کرده اند که مضامین تربیتی دارد و در مدح ائمه است.

به گزارش فرارو نویسندگان فضای مجازی در واکنش به اظهاراتی که در دهان شهریار خطاب به ایرج، در مورد مردمی نبودن، به علت مدح و ثنای دولتیان قرار داده شده است، نمونه هایی از مدح های شهریار در رثای دولتیان آورده اند.
  
بلاگر صوفیانه با نقل شعری از ایرج می گوید: "كمال تبريزي با شهريار اعتبار خود را تا حد زيادي از بين برد، وي در حالي در اين فيلم به بزرگ كردن بي اندازه شهريار پرداخت كه خواسته و ناخواسته باعث تحقير و توهين به ساير شاعرين بزرگي شد كه نامشان بيش از شهريار در جامعه ادبي كشورمان مطرح است."

اما در اینجا یادداشت یکی از نویسندگان وبلاگ را که خطاب به تبریزی است نقل می کنیم:

آقای تبریزی این حرفها را به حساب چه بگذاریم؟ 
(۱) صحنه ای شهریار شعر می خواند،ایرج میرزا روی پایش می زند و خطاب به ملک شعرای بهار می گوید:جناب ملک الشعرا این پسر از جنس ما نیست آقا! از قماش سعدی و حافظه پدر سوخته! آدم فکر می کنه چند لات کوچه دارند اظهار نظر می کنند!!

(۲) ایرج میرزا به راننده اش به آذری می گوید:کره خر الاغ!! لازم بود چنین ناسزایی در سریال باشد و زیرنویس فارسی هم داشته باشد؟!!

(۳) آیا شهریار شاعری بود که کسی را مداح و شعرهایش را مستهجن معرفی کند؟ برای این که شهریار را شاعری خوش سخن و فرهیخته معرفی کنیم راههای دیگه ای هست.

نظرات خوانندگان
شاید واکنش خوانندگان این وبلاگها هم خالی از جذابیت و درس برای سازندگان فیلم و سریال و بالاخص صدا و سیما نباشد؛ تا در جهت گیری و بهره برداری از شخصیت های ملی ایران کمی دست به عصاتر از گذشته نه چندان مطلوب خود، حرکت کنند.

-دقیقا!من هم میخواستم مطلبی راجب این موضوع بنویسم که خب تو جلو زدی،چند هفته است که این سریال رو به تعریف مامان و بابا و دوستم(تو و سامان) دارم میبیتم ولی تصمیم گرفتم دیگه نبینم،از بچگی نوار"حیدر بابا" باصدای خود شهریار تو ماشین بابا بود و من بیشترشو حفظم؛حسی توش هست که بغضم میگیره...اما شهریار آقای تبریزی از همه شاعران ایراد میگیره که چرا در مدح فلانی شعر گفتی؟وفکر کنم آقای تبریزی از درد بادنجانهای دور قاب اگر روش میشد از زبان شهریار به حافظ و سعدی و فردوسی هم که برای شاهان وقت شعر گفتند بد و بیراه میگفت.

-راستی آقای دکتر به نظر شما کمال تبریزی در این ورژن شهریار دنبال چیست؟ ضعیف تر از این ساخت امکان داشت؟

-خوابند وزیران و خرابند وکیلان/بردند به غارت همه سیم و زر ایران/ما را نگذارند به یک خانه ویران/یارب بستان داد فقیران ز امیران (عارف-تصنیف در مایه دشتی)

-عارف رو اولین بار توی دیوان ایرج میرزا بهش برخوردم . هی از عارف می گفت و برایش عارفنامه سروده بود . اما بعدها آهنگ استاد رو هم گوش کردم . هنوزم عارف برام ناشناخته اس.حیف که مردم ما همه چیز رو باید از تلویزیون (...) بفهمن.

-به نظرم شخصیت ایرج میرزا رو درست تصویر کرده این کمال تبریزی! نمی دونم چه قدر از شعرهاش رو خوندین ولی یکی از شعرهاش واقعا اونقدر افتضاحه که اصلا قابل بیان نیست!

ولی قبول دارم که یه ذره شخصیتشو بزرگتر از اونچه که هست نشون داده که اینم خاصیت ایرانی جماعت هست که مرده پرستن و مرده هارو برای خودشون بت می کنن.

-متاسفانه آقاي تبريزي چهره زيبا و خوبي كه از شهريار در ذهن داشتيم را هم خراب كرد .

-مقایسه شهریار با شعرای مبارزی چون عارف بزرگترین خبط آقای تبریزی است مردم قضاوت خواهند کرد. همانطور که درباره امیر کبیر و آقاخان نوری کردند.

و بسیار واکنش دیگر که در این گزارش وقت پرداختن به آن نیست،اما این گزارش را با خطابه احساسی یکی از وب نویسها پایان می دهم:

آقای تبریزی!
اگر می خواهی درباره ی شهریار سریال بسازی، خب بساز. اگر می خواهی خیلی بزرگتر از اونی که بوده نشونش بدی، خب بده. اما برای این کار از بزرگانی مثل ایرج میرزا و عارف خرج نکن لطفا! خدا رو شکر این ها رو از تو کتاب ها و آثارشون می شناسیم نه از معرفی شما. چطور تونستی ایرج میرزا رو این طور ذلیل و کوچیک و عارف قزوینی رو این طور خودخواه و خودکامه به تصویر بکشی؟

آقای تبریزی یادتون نره که اون شعری که همه و همه در یادهاشون دارند و زمزمه اش می کنند شعرهای همین عارف قزوینی است عارفی که شما سعی کردید به افتضاح بکشیدش.

"از خون جوانان وطن لاله دمیده ..."

منبع:فرارو

نوشته شده توسط علی در 86/12/27 ساعت 11:15 | لینک ثابت |

گفت وگو با مسعود شعاری، نوازنده سخت كوش سه‌تار.
 
 

مسعود شعاری موسیقی را از 13 سالگی با سنتور و بعد با سه تار شروع کرد.

 بخش‌هایی از ردیف تار را با محمدرضا لطفی آموخت و از سال 1367 نزد حسین علیزاده، علی اصغر بهاری، مهدی کمالیان و... نواختن سه تار را ادامه داد و با موسیقی دستگاهی ایران آشنا شد. گواه این آشنایی، آلبوم‌های «شباهنگ»، «سه تار نوازی سنتی» و «کاروان صبا» است که به شیوه سه‌تار نوازی قدما نواخته شده‌اند.

وی در کنار شناخت از موسیقی دستگاهی ایران، در پی کسب تجربیات جدیدی در حوزه موسیقی تلفیقی و شناساندن موسیقی ایران به سایر کشورهاست که آلبوم‌های «انتظار»، «سیر» و «در سایه باد» حاصل آن است. اما انتشار آلبوم «در سایه باد»  و مباحثی که چندی است درباره موسیقی تلفیقی مطرح می‌شود، بهانه گفت‌وگوی ما با این نوازنده سه‌تار است.

  • پس از استقبال از آلبوم «سیر»، «در سایه باد» دومین اثری است که به شکل تلفیقی کار کرده‌اید. کدام یک از این دو آلبوم را بیشتر می‌پسندید؟

 در هر کدام از این دو آلبوم قطعاتی ضبط شده که برایم جذاب است. در واقع تولید در هنر مانند زایش و تولد است و انگیزه‌هایی منجر به خلق آنها می‌شود. بنا براین نمی‌توان تولید آثار هنري را با هم مقایسه کرد.

 اما در مجموع قطعه اَشین که در آلبوم «در سایه باد» است را خیلی دوست دارم. اَشین نام کویری در خراسان است که سالها پیش فیلم مستندی برای این کویر ساخته شد که موسیقی آن کار من بود. در قطعه اَشین بخش‌هایی از آن استفاده شده است.

  •  چه شد که به موسیقی تلفیقی علاقه‌مند شدید؟

- ده سال پیش به مقدونیه سفر کردم و در یکی از دانشگاه‌های آنجا با یکی از استادان دانشگاه آشنا شدم که نی می‌زد. ما با هم شروع به نواختن کردیم و متوجه شدیم که چقدر ریشه‌های مشترکی بین موسیقی ما می‌تواند وجود داشته باشد.

از طرفی احساس کردم که هیچ کدام از کسانی که آنجا بودند، توانایی‌های موسیقی ما را نمی‌شناسند، حتی تصور درستی از آن ندارند. متأسفانه در بسیاری از کشورها از فرهنگ  و هنر ما به غلط برداشت شده یا این فرهنگ غنی ناشناخته مانده. در حالی که موسیقی ایران، موسیقی دستگاهی است و فلسفه و تفکر خاصی دارد. از سوی دیگر شناخت تنها با اجرای موسیقی محقق نمی‌شود.

 در واقع با گفت‌وگو و تعامل دو طرفه می‌توانیم موسیقی ایران را به دیگران بشناسانیم و با موسیقی آنها نیز آشنا شویم. این بدان معنا نیست که موسیقی دیگری ما را شيفته کرده باشد. موضوع، شناساندن موسیقی خودمان است. چون سالهاست که به علت عدم شناخت درست و دقیق ، موسیقی ما از عرصه‌های فرهنگی دنیا دور مانده و تأثير خود را از دست داده است.

به نظر من در معرفی موسیقی ایران مهم این است که اجازه دهیم یک ارتباط  درست، همراه با شناخت از موسیقی شکل بگیرد.  به عنوان مثال وقتی یک  نوازنده از کشوری دیگر می‌خواهد با نوازنده‌ای ایرانی ساز بزند ، دو راه پیش روی آن نوازنده است.

 یکی این که  بگوید تنها در چارچوب‌های موسیقی  سنتی ایران می‌تواند بنوازد. که در این صورت دایره همنوازی  کوچک و محدود شده و تعامل فرهنگی شکل نمی‌گیرد. راه دوم این است که سعی کند همراه با آن نوازنده که از فرهنگی دیگر آمده تجربیات جدیدی به دست آورد. در چنین شرایطی می‌توان در کنار نواختن، ویژگی و امکانات موسیقی ایران را به دیگری نشان داد و موسیقی ایران را  از انزوا در آورد.

  • به نظر شما چرا نسبت به موسیقی تلفیقی در ایران این قدر موضع گرفته شده و گاه به عنوان خطری برای موسیقی ملی ایران محسوب می‌شود؟

 به نظر من موسیقی تلفیقی، پاپ و ... خطری برای موسیقی ما نیستند. بلکه استفاده صحیح و جدیدي در تولید موسيقي مطرح است. اما چون عمر موسیقی تلفیقی در ایران کم است؛ هنوز گوشها به این نوع موسیقی عادت نکرده و این رنگ آمیزی سازها برای ذهن و گوش برخی از شنوندگان غریب است و یکی از دلایل عدم پذیرش آن همین نكته است.

 از طرفی در شرایطی زندگی می‌کنیم که باید با کمک موسیقی به گفت‌وگوی فرهنگ‌ها بپردازیم. گفت‌وگویی که به زودی بخشی از زندگی مردم خواهد شد و در این میان تعصب بی‌جا، چیزی جز انزوای فرهنگی را به همراه نخواهد داشت.

 چون امروز دیگر موسیقی تلفیقی در همه جای دنیا رواج پیدا کرده و خود باعث به وجود آمدن مکاتب جدیدی در موسیقی شده. می‌توان موسیقی هند را مثال زد که هنرمندانی مثل راوی شانکار، شیوکومار شارما و ... توانستند در کنار کار فرهنگی خود، با نوازندگان بزرگ دنیا به خلق آثار جدیدی دست بزنند و از این راه موسیقی خود و تفکر آن را در سطح جهان مطرح کنند.

حضور موسیقی ما در دنیا تنها محدود به اجرای نسل به نسل سنتها نیست. بلکه در تقابل قرار گرفتن این فرهنگ با فرهنگ‌های دیگر دنیا مهم است.

  •  با اين تعاريف موسیقی تلفیقی را چگونه تعریف می‌کنید؟

 من چندان به مرز بندی در موسیقی اعتقاد ندارم و فکر می‌کنم وقتی نوازندگان سازهای مختلف کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، با سازهایشان به گفت‌وگو می‌پردازند و نمی‌توان بین آنها با دیگران مرز کشید یا به این موسیقی نام خاصی اطلاق کرد. از طرفی این نوع موسیقی در همه جای دنیا عادی شده و فرهنگ‌های مختلف در کنار هم  یک اثر هنری خلق کرده‌اند.

بنابر این آلبوم‌های «سیر» و «در سایه باد» تنها تجربه‌ای در عرصه موسیقی است و البته تجربه هم عرصه آزمون و خطاست و به طور قطع این امر مهم  باید با تعمق انجام شود.

  •  دانستن ردیف و شناخت از موسیقی ایرانی تا چه اندازه در موسیقی تلفیقی به شما کمک کرده است؟

 کسی که در حوزه موسیقی تلفیقی کار می کند ، باید ریشه‌های موسیقی خود و دیگری را بشناسد. در غیر این صورت از اصالت و ریشه‌های خود دور خواهد شد. در واقع زیبایی کار تلفیقی این است که در کنار حفظ هویت خود بتوان زبان جدیدی را به وجود آورد که خارج از مرز جغرافیایی باشد. مهم این است که هویت و سنت‌هایمان را در عصر جدید پایدار نگه‌داریم و آن را با زبانی جهاني به دنیا معرفی کنیم. 

  •  در انتظار که به نوعی شروع کار شما در موسیقی تلفیقی است، تنها سه تار و طبلا هم نوازی می‌کنند. در «سیر» سازهای دیگری به این ترکیب اضافه شدند و در «در سایه باد» هم سازهایی دیگر. چطور به این ساز بندی رسیدید؟

 نیاز به صداهای مختلف باعث شده که از سازهای دیگری استفاده شود. درست مانند یک نقاش که در اثر خود از رنگهای مختلف برای تابلوی زیباتر استفاده می‌کند. در آلبوم «در سایه باد» آرش میتویی گیتار الکتریک می‌زند.

 اما او سه تار هم زده و به موسیقی اصیل ایران اشراف دارد. چون از بچگی نغمه‌ها و آوازهای فولکلور را شنیده. در نتیجه حتی وقتی در کنار سه تار گیتار الکتریک می‌زند، باز هم از فضای موسیقی ایران دور نمی‌شود. همان طور که پیش از این گفتم، مهم آشنایی با موسیقی و اشراف به آن است که در قالبهای مختلف ارائه می‌شود.

  • ‌آیا ممکن است مانند «سیر»،  کتاب « در سایه باد» را نیز منتشر کنید؟

- بله حتماً در اولین فرصت این کتاب را آماده چاپ می‌کنم.

  •  در حال حاضر چه كاري در دست داريد؟

 در حال حاضر تصنیف‌هایی را از دوره قاجار بازسازی می‌کنم. این تصنیف‌ها با گروهی از سه تارهای مختلف نواخته شده. مثلاً یکی سه تار باس است و دیگری محدوده زیرتری دارد. برخی از این تصنیف‌ها را از استاد بهاری درس گرفته‌ام. ایشان مباحثی را مطرح می‌کردند که در جای دیگری ذکر نشده. در این آلبوم سعی دارم از آن مباحث نیز استفاده کنم.

منبع : همشهری

نوشته شده توسط علی در 86/12/27 ساعت 11:10 | لینک ثابت |




آلبوم " امشب شب مهتابه " با صدای " زند وکیل "

 
 
 
دردیست درد عشق که هیچش طبیب نیست
گر دردمند عشق بنالد غریب نیست

دانند عاقلان که مجانین عشق را
پروای قول ناصح و پند ادیب نیست

هر کو شراب عشق نخوردیست و درد درد
آنست کز حیات جهانش نصیب نیست

در مشک و عود و عنبر و امثال طیبات
خوشتر ز بوی دوست دگر هیچ طیب نیست

صید از کمند اگر بجهد بوالعجب بود
ور نه چو در کمند بمیرد عجیب نیست

گر دوست واقفست که بر من چه می‌رود
باک از جفای دشمن و جور رقیب نیست

بگریست چشم دشمن من بر حدیث من
فضل از غریب هست و وفا در قریب نیست

ز خنده گل چنان به قفا اوفتاده باز
کو را خبر ز مشغله عندلیب نیست

سعدی ز دست دوست شکایت کجا بری
هم صبر بر حبیب که صبر از حبیب نیست

سعدی

نوشته شده توسط علی در 86/12/26 ساعت 10:40 | لینک ثابت |

 

جهان- همشهري‌آنلاين:
پنجاهمين دوره جايزه گرمي بدون حضور هيچ اثر ايراني در مرحله پاياني برگزار و برگزيدگان بخش‌هاي مختلف آن معرفي شدند.

به گزارش همشهري آنلاين به نقل از سايت اينترنتي جايزه گرمي كه از آن  به عنوان اسكار موسيقايي ياد مي شود، برخلاف سال گذشته كه آلبوم «به تماشاي آبهاي سپيد»، حسين عليزاده در ميان پنج نامزد نهايي بخش ورلد ميوزيك اين جايزه قرار داشت،[سابقه موضوع] امسال هيچ اثر از هنرمندان ايراني توفيق راهيابي به مرحله پاياني را به دست نياورد.در مقابل كاري از يك آهنگسازعراقي در ميان پنج نامزد نهايي اين بخش قرار داشت، اگرچه جايزه اين بخش نصيب كاري با نام روح افريقا شد كه از يك كشور آفريقايي نامزد شده بود.

پيش از اين خبرهايي از نامزدي كار مشترك شهرام ناظري با فرزندش، حافظ ناظري، در اين زمينه انتشار يافته بود، اما در نهايت مشخص شدكه اين خبر پيشنهاد يكي از روزنامه هاي آمريكايي بود و از طرف دست اندركاران جايزه گرمي اقدامي دراين زمينه صورت نگرفته بود.[جايزه گرمي براي شهرام و حافظ ناظري]

گزارش همشهري آنلاين به نقل از سايت اينترنتي جايزه گرمي حاكيست، اين مراسم يك شنبه شب،21 بهمن،در تالار مركز هنري «استابلس» لس‌آنجلس برگزار شد.  ودر بخش ولد ميوزيك آلبوم روح آفريقا جايزه اول را به خود اختصاص داد.

در دوره پنجاهم اين جايزه «هري هانكوك» با آلبوم «رودخانه» جايزه بهترين آلبوم‌ سال را از آن خود كرد.

از سوي ديگر  «كاني وست» خواننده رپ با چهار جايزه بهترين خواننده رپ سولو، بهترين گروه رپ، بهترين آهنگ رپ و بهترين آلبوم رپ بيشترين جوايز را به خود اختصاص داد.
پس از كاني وست اين «بروس اسپيرينگ استين» بود كه سه جايزه را به خود اختصاص داد. وي جايزه بهترين خواننده  راك، بهترين گروه موسيقي راك با اثر «روزي روزگاري در غرب» و بهترين آهنگ راك را از آن خود كرد.جايزه بهترين آواز پاپ خواننده مرد به «جاستين پيملبريك» براي آهنگ «هرآنچه مي‌رود بر مي‌گردد» تعلق گرفت.

در بخش خوانندگان زن اما توفيقات افزونتر بود، چرا كه امي واين هاوس كه در 6 رشته نامزد دريافت جايزه بود ، توانست 5 جايزه را به خود و كارش اختصاص دهد. وي در پنج رشته بهترين هنرمند جديد، ضبط صدا، آهنگ سال، بهترين خواننده سولو زن (براي آهنگ «رهاب») و همچنين جايزه بهترين آلبوم پاپ را براي آهنگ «بازگشت به تيرگي» از آن خود كرد.

 
     
  
نوشته شده توسط علی در 86/11/27 ساعت 11:42 | لینک ثابت |
در سال 1369 صدا و سیمای خراسان اقدام به معرفی نوازنده‌ای گمنام نمود. این هنرمند حاج قربان سلیمانی بود. طولی نکشید که از طرف مسئولین مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به تهران دعوت گردید و چند اجرا در تئاتر شهر و تالار وحدت و در هزاره فردوسی نام او را بر سر زبان‌ها انداخت. در سال 1370 در جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر به اجرای برنامه پرداخت و موفق به دریافت لوح زرین و دیپلم افتخار گردید. سپس به عنوان کارشناس موسیقی مقامی در جشنواره‌های بین‌المللی موسیقی فجر در کنار داوران نشست. استاد حاج قربان سلیمانی در سال 1370 در جشنواره اونییون فرانسه به اجرای برنامه پرداخت که مورد استقبال عموم حاضرین قرار گرفت و به عنوان یک استاد جهانی دوتار مطرح گردید. روزنامه پر تیتراژ لیبراسیون نوشت. در تئاتر شهر شاتله پاریس برنامه معرفی موسیقی ایران ازبکستان تاجیکستان و پاکستان فرانسویان را دور هم جمع کرد تا به صداهایی که گویی از اعماق زمین می آیند گوش کنند و در این میان برنامه استادان دوتار از ایران چون نگینی میدرخشد. حاج قربان سلیمانی به همراه پسرش علیرضا به صحنه می‌آیند و چون انگشتانشان تارهای دوتار را می لرزاند دلها می لرزد. این روزنامه می‌افزاید: حاج قربان سلیمانی یک هنرمند جهانی است و متعلق به همه جهان است. در بروشور برنامه حاج قربان سلیمانی به عنوان یک گنجینه واقعی ملی نام برده می‌شود. روز سوم آوریل ساعت 8 شب سالن بزرگ شهر پاریس مملو از جمعیت شده بود به طوری که عده‌ای مجبور شدند برای دیدن برنامه‌ها بایستند و با این حال باز هم مقابل درب بزرگ تئاتر شهر انبوهی از مردم خواهان دیدن این برنامه‌ها بودند. گروه‌های مختلف به اجرای برنامه پرداختند و حسن ختام برنامه به حاج قربان سلیمانی سپرده شده بود. زنگ دوتار وی که بسیاری از حاضران را غافلگیر کرد و اجرای 20 دقیقه‌ای او نزدیک به دو ساعت ادامه یافت. حاضرین و مشتاقان موسیقی با دقت و سکوت برنامه وی را دنبال کردند و در پایان آنچنان تشویقی در سالن بر پا گردید که گویی کسی حاضر نیست برنامه به اتمام برسد. پوسترهای بسیار بزرگ و در ابعاد مختلف از ایشان در نقاط مهم شهر پاریس با زیرنویس انگلیسی به چشم می خورد. استاد از جمله مسن‌ترین بخشی‌های شمال خراسان است که با توجه به اینکه حدود 84 بهار از عمر وی گذشته هنوز هم در محافل هنری مختلف به اجرای برنامه می‌پردازد. حاج قربان خلوت خود را با دوتار پر می‌نماید و می گوید: وقتی ساز می‌زنم احساس معنویت بیشتری پیدا می‌کنم . ایشان معتقد هستند "دوتار" سازی است که نوای آن از جان و دل برمی خیزد.

  • گوزل
  • جعفر قلی
  • زاهد
  • نوشته شده توسط علی در 86/11/08 ساعت 17:40 | لینک ثابت |
     
    business article
    Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar